هزل، دختری ۱۶ ساله، در اولین ملاقات ما در دفترم نشسته است. او عینک قرمز خود را تنظیم میکند و با چشمان قهوهایاش به من خیره میشود. این روزها، ملاقات با دختران جوانی چون هزل دیگر مانند گذشته نیست. آنها بیشتر از هر زمان دیگری از احساس شکست و بیماری ذهنی صحبت میکنند.
زبان درمانی یا برچسبگذاری؟
نسل جدید دختران به جای بیان احساسات خود، بیشتر از کلمات و عبارات روانشناسی استفاده میکنند. آنها به سرعت از واژههای «اضطراب»، «افسردگی» و «اختلال» استفاده میکنند و این امر نه تنها به درک واقعی احساساتشان کمک نمیکند، بلکه آنها را در یک چهارچوب محدود از بیماریها قرار میدهد. این رویکرد میتواند به آسیبهای جدی تر منجر شود و احساس میکند که دختران جوان به جای تلاش برای بهبود، خود را به عنوان «بیمار» معرفی میکنند.
تغییرات نگرانکننده در رفتار
به عنوان یک روانپزشک با ۲۰ سال تجربه، شاهد تغییرات مشهودی در نحوه برخورد دختران با چالشهای زندگی هستم. این دختران به جای جستجوی راهحلها، به دنبال برچسبهایی هستند که آنها را به عنوان «بیمار» معرفی کند. این وضعیت نه تنها به اعتماد به نفس آنها آسیب میزند، بلکه آنها را از تلاش برای بهبود و روبرو شدن با مشکلاتشان باز میدارد.
در دنیای امروز، فشارهای اجتماعی و رسانهای به شکلگیری این ذهنیت کمک کرده است. آنها در دنیایی زندگی میکنند که در آن هر احساسی باید به یک برچسب نسبت داده شود. به همین دلیل، آنها به راحتی خود را «شکسته» یا «دیوانه» مینامند، بدون اینکه بفهمند این تعابیر چه تأثیری بر سلامت روانی آنها دارد.
در نهایت، این نسل باید یاد بگیرد که احساسات طبیعی و انسانی هستند و نیازی به برچسبگذاری ندارند. به جای احساس شکست، باید به دنبال یادگیری و رشد باشند. این تغییر در تفکر میتواند به آنها کمک کند تا به زندگی سالم و پرمعنایی دست یابند.



